خواب مصنوعی که از زمانهای قدیم از پدیدههای ماورای طبیعی به شمار میرفت از زمان دکتر آنتوان مسمر (ازسال 1774 میلادی) ارزش درمانی پیدا کرده و به توسط مسمر به کار گرفته شد. مسمر ابتدا به آن نام «مغناطیس» و بعدها «مانیهتیسم» نهاده بود که سالها بعد به توسط دکتر برید به نام «هیپنوتیزم» در آمد. با اینکه علم هیپنوتیزم در بدو پیدایش علمی توسط دکتر مسمر ، به دلیل ناشناخته بودنش مورد تردید و تمسخر پزشکان قرار گرفت، اما پس از جزر و مدهای زیادی ، ارزش علمی و درمانی آن روشن شد و این علم به عنوان پدیدهای مرتبط با فیزیولوژی ، زیست شناسی ، روانشناسی و پزشکی رسمیت پیدا کرد.
تصوری که عموم از این علم دارند با واقعیاتی که در آن وجود دارد در تضاد میباشد زیرا برخی مبالغهها و برخی اغراقات مانع از رشد و شکوفایی این علم قدرتمند شده و ذهن بشریت را درهم تنیده است. شاید خود شما بخواهید از پدیدههای ناشناخته پرده بردارید و همه چیز را برای خودتان کشف کنید اما برای هر عملی و هر کشفی مقدمهای ، مطالعهای ، سختی و دشواریهایی وجود دارد که احتمال دارد بعد از طی طریق به نتیجه برسید.
تاریخ هیپنوتیزم
هیپنوتیزم اولین بار توسط دکتر برید در حدود 160 سال پیش ابداع شد. اما این فن از قدیم به گونههای مختلف در جوامع بشری مطرح بوده و مورد استفاده قرار میگرفته است. عده زیادی این علم را در گذشته غیرعادی دانسته و تنها معدودی افراد به واقعیت آن پی برده بودند. از زمان دکتر مسمر این علم تحت عنوان «مغناطیس» و سپس «مانیه تسیم» در جهان دانش راه یافت و اکنون نیز با نام «هیپنوتیزم» مورد استفاده روانپزشکان و روانشناسان قرار میگیرد.
از تمدن سههزار ساله مصر باستان سنگنوشتههایی بر جای مانده که از هیپنوتیزم و روشهای مربوط به آن بحث شده است. از پدیدههای تاریخی هیپنوتیزم میتوان به خیرهشدن به بلور ، معالجه بوسیله پاسهای دست ، عبور از دیوار ، غلبه بر جاذبه زمین و ... نام برد.
سیر تحولی و رشد
بر
طبق شواهد و مدارک ، علم هپنوتیزم توسط یوناینان ، آشوریان ، کلدانیان ،
بابلیها ، عبریها ، چینیها ، رومیان ، هندوها نیز مورد استفاده قرار
میگرفته است.
کتب مذهبی زیادی مطالبی را بیان کرده که بیانگر استفاده از هیپنوتیزم است. مانند ، شفا یافتن بیماران بوسیله نگاه ، تکلم ، لمس و ...
در قرون
وسطی مجالسی تشکیل میشده که پزشکان و ستاره شناسانی چون پاراسلس بوسیله
آهنربا معالجاتی انجام میدادند. پاراسلس میگفت : «آهنربا دارای یک قطب
منفی و یک قطب مثبت است و اگر آن را روی موضعی که درد میکند ببندیم، درد
را بهبود میبخشد.» وی آهنربا را برای درمان آبریزی چشم ، اختلال قاعدگی
در زنان و حتی سرطان مفید میدانست.
یافتههای پاراسلس در نهایت به پیدایش فرضیه مغناطیس حیوانی شد که به توسط آنتوان مسمر ارائه گردید.
بعد از
مسمر ، کنت پویسکور اولین کسی بود که نشان داد یک شخص میتواند بر دیگری
اثر کند. آن هم بصورت جدی که سبب تغییرات زیادی در آن شخص گردد.
دکتر برید و هیپنوتیزم
کلمه هیپنوتیزم را در سال 1842 جراح و چشم پزشک انگلیسی ، دکتر جیمز برید بکار گرفت. وی افراد زیادی را به روش پویسکور مانیهتیسم میکرد. بدین ترتیب که آنها را روی صندلی مینشاند و به چشمانشان خیره میشد، سپس دستهای خود را مقابل صورت او حرکت میداد و در عین حال به معمول تلقین میکرد که بخوابد. که در نهایت او را به خواب میبرد. برید در اول تصورش بر این بود که عامل اصلی در هیپنوتیزم نگاه است، بعدها به این نتیجه رسید که عامل اصلی هیپنوتیزم تلقین شفاهی هیپنوتیزم کننده و تلقین پذیری هیپنوتیزم شونده میباشد.
دکتر اسدیل و هیپنوتیزم
دکتر جیمز اسدیل از جمله پزشکانی بود که از فن هیپنوتیزم در اعمال پزشکی بهره فراوان گرفت. ایشان برای انجام جراحیها از این فن به جای داروی بیهوشی استفاده میکرد. وی 300 جراحی بزرگ و کوچک را به کمک هیپنوتیزم انجام داد.
شارکو و هیپنوتیزم
دوران شارکو عصر طلایی هیپنوتیزم در فرانسه نامیده میشود، زیرا در این دوران کلیه پزشکان فرانسه در بیمارستانها شیفته علم هیپنوتیزم بوده و از آن در معالجه بیماران عصبی استفاده میکردند و کاربرد آن را در امور درمانی به رسمیت شناخته بودند.
امیل کویه و هیپنوتیزم
امیل کویه داروساز فرانسوی بود که میگفت :«هر روز ، در هر زمینه و به هر صورت من بهتر و بهتر میشوم.» وی معتقد بود که عامل موفقیت در زمینه هیپنوتیزم جملات و کلماتی که هیپنوتیزور بیان میکند نیست، بلکه مساله اصلی در این زمینه پذیرش این مطالب و قبول آنها توسط ذهن خود سوژه است. به عقیده وی هیپنوتیزم و تلقین به نفس تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.
فروید و هیپنوتیزم
دکتر زیگموند فروید پایهگذار مکتب روانکاوی در دنیا بر این باور است که : به یاد آوردن ، گفتن خاطرات پرهیجان گذشته ، فاش کردن اسرار نگفتنی ، با رنج و نگرانی بیمار را سبک میسازد، بنابراین ارزش درمانی دارد و همه بیماریها را نمیتوان با چاقو ، میکروسکوپ و سایر وسایل جراحی معالجه نمود.
کارلو مارچزی و هیپنوتیزم
دکتر مارچزی اولین شخصی بود که تلهپاتی (انتقال فکر) را از فاصله ششصد مایلی مورد آزمایش قرار داد وی از هیپنوتیزم در خلال جنگ جهانی دوم ، برای مداوای بیماران استفاده میکرد. وی معتقد است که : «هیپنوتیزم بر خلاف تصور عموم ، خواب نیست، بلکه تمرکز فکر است که همراه با افزایش ادراک خارقالعاده حواس میباشد و چون ادراک خارقالعاده حواس مربوط به دنیای ناخودآگاهی است، پس هیپنوتیزم نیز مربوط به دنیای ناخودآگاهی است و خواب یکی از حالاتی است مانند سایر حالات که در حال تمرکز به معمول تلقین میشود.»
ایوان پاولوف و هیپنوتیزم
ایوان پاولوف فیزیولوژیست و پزشک روسی در سال 1904 در زمینه فیزیولوژی و پزشکی موفق به دریافت جایزه نوبل شد. وی در مطالعاتش به روانشناسی و روانکاوی روی حیوانات میپرداخت. وی قانون بازتاب شرطی را مورد عادات و رفتار انسان ارائه داد. البته بشر عقل و تفکر را در طول زمان جانشین بازتاب شرطی و تجربههای ناشی از واکنشهای افراد کرده است.
هیپنوتیزم در آمریکا
در سال 1958 پدیدههای هیپنوتیزم در انجمن روانپزشکی آمریکا رسمیت یافت و روانپزشکان شرایط و موارد استفاده آنرا تعیین کردند. مجلات تخصصی مختلفی در آمریکا اخبار و تازههای هیپنوتیزم را دنبال میکنند. استقبال و علاقهمندی پزشکان سبب گسترش این علم در آمریکا شده تا جایی که دو انجمن ملی تخصصی با کادر تخصصی خود تحقیقات و فناوریهای جدید این علم را پیگیری میکنند.
صنایع آرایشی از اكسیدهای غیرآلی، نظیر اكسید روی و تیتانیم، استفاده میكنند، اما استفاده از این اكسیدها به علت خاصیت سفید كنندگی روی پوست محدود است. سفیدی به طور مستقیم با پخش نور رابطه دارد. به طور كلی با كاهش اندازه ذرات، شاهد افزایش جذب نور ماوراء بنفش توسط ذرات (به علت عبور كمترِ اشعهها از بین ذرات) و كاهش پدیده سفیدی (به علت كاهش پدیده پخش نور) هستیم. بهتازگی روشهای گوناگون برای تولید نانوذرات، توسعه یافته و بر صنعت کرمهای ضدآفتاب اثر گذاشتهاند.
● سفیدی
وقتی ماده نوردهی شود، پدیدههای زیر دیده میشوند:
۱. عبور نور که منجر به گذشتن آن از ماده بدون هیچ تأثیر متقابلی است؛
۲. نورِ نافذ که منجر به پخش نور میشود؛
۳. انعکاس نور از سطح، مانند آنچه در آینه رخ میدهد؛
۴. انعکاس نفوذی که منجر به پخش نور از سطح میشود.
● پخش نور و اندازه ی ذرات
شدت نور
پخششده به وسیله ی یک تکذره، تابعی از اندازه ذره است. با افزایش
اندازه ذرات، نور مرئی به علت برخورد با ذرات پخش میشود و با برگشت نور
به چشم، ذراتْ سفید دیده میشوند. بنابراین، برای کاهش تأثیر سفیدی، کاهش
اندازه دانه راهی است بسیار مؤثر.
ب. مواد با ذرات در ابعاد میكرومتر نور را پراكنده میكنند. بنابراین، نسبت به نور مات و نیمهشفافاند و سفید دیده میشوند.
● جذب اشعه ماورای بنفش و بهترین اندازه ذره
نور
ماورای بنفش (UV) طول موج كمتر از نور مرئی و انرژی بیشتر از نور مرئی
دارد. قرار گرفتن در مقابل تابش ماورای بنفش از مهمترین علل آسیبهای
پوستی و سرطان پوست است. به همین خاطر، جذب این اشعه و ممانعت از رسیدن آن
به پوست بدن موضوع تحقیق بسیاری از مراكز علمی دنیا برای سالیان طولانی
بوده است. جذب UV در مواد غیرآلی نظیر TiO۲ و ZnOناشی از دو اثر است:
الف ـ جذب فاصله باند؛
ب ـ پخش نور UV
الف ـ جذب فاصله باندی
اکسید روی و اکسید تیتانیم نیمههادیاند و بهشدت نور UV را جذب و نور مرئی را عبور میدهند. سازوكارِ جذب UV در این مواد شامل مصرف انرژی فوتون برای تهییج الکترون از نوار ظرفیت به نوار رسانایی است.
● فاصله باندی یا «گپ انرژی» چیست؟
میدانیم
که اتمها از ترازهای انرژی تشکیل شدهاند و این ترازهای انرژیِ حاوی
الکترون، در جسم جامد تشکیل نوارهایی را میدهند که الکترونها در آنها
قرار گرفتهاند.
اما فضاهایی بین این نوارهای انرژی وجود دارند که هیچ
نوار حاوی الکترونی نمیتواند در آنها جا بگیرد. این فضاها را «فاصله
باندی» یا «گپ انرژی» میگویند. در جامدهای رسانا نوارهای انرژی میتوانند
پر، نیمهپر یا خالی از الکترون که در اصطلاح «نوار رسانایی» نامیده میشود
باشند.
همچنین گپ انرژی آنها در مقایسه با نیمههادیها کوچکتر است. در نیمههادیها نوارهای انرژی نیمهپر وجود ندارند و گپ انرژی آنها کمی بزرگتر از رساناهاست. از همین رو، الکترونها در رساناها و نیمهرساناها میتوانند با گرفتن مقداری انرژیِ گرمایی برای رساناها کمتر، برای نیمهرساناها بیشتر برانگیختگی گرمایی پیدا كنند و از لایههای انرژیِ پُر به لایه¬های انرژیِ خالی بروند. این عمل در نارساناها به علت بزرگ بودن گپ انرژی امکان ندارد.
ZnO و
TiO۲ دارای انرژی باند ev۳/۳ تا ev۴/۳ مربوط به طول موجهای تقریباً ۳۶۵
نانومتر تا ۳۸۰ نانومتر هستند. نورهای زیر این طول موجها انرژی کافی برای
تحریك الکترونها دارند. به بیان ساده، الكترونهای این ذرات انرژی نور UV
را جذب میكنند و از رسیدن این امواج به پوست مانع میشوند. پس ZnO و TiO۲
دارای خاصیت شدید در جذب UV هستند و اگر به اندازهٔ کافی کوچک باشند،
شفافیت خوبی در برابر نور مرئی خواهند داشت.
ب ـ اندازه دانه بهینه برای جذب UV
با
ریزتر شدن ذرات، علاوه بر اینكه در مسیر نور UV ذرات بیشتری برای جذب
فاصله باند وجود دارند، نور UV بیشتر پخش خواهد شد. بنابراین، عبور این
نور كاهش می یابد. جذب فاصله باند به طور کلی تابعی از تعداد اتمهایی
است که در مسیر نور UV قرار گرفتهاند.
بر اساس تحقیقات تجربی، با کاهش اندازه ذرات، به علت کم شدن فاصله بین آنها برای عبور نور UV، شاهد عبور كمترِ این اشعه هستیم. این موضوع در شکل شماره ۴ نشان داده شده است. با توجه به این شكل، در محدوده نور فرابنفش (زیر ۴۰۰ نانومتر) با كاهش اندازه ذرات، عبور نور كمتر خواهد شد. همین پدیده است كه متخصصان را به تولید محصولات ضدآفتاب با خاصیت جذب (SPF) بالاتر رهنمون شده است.
● SPF چیست؟
کرمهای
ضدآفتاب بر اساس میزان توانایی آنها در جذب و دفع اشعه UV درجهبندی
میشوند. این معیار Sun Protection Factor یا SPF نام دارد. درجات SPF،
مانند SPF۱۵ یا SPF۲۰ نشانگر آناند که مصرفکننده آن قبل از اینکه دچار
آفتابسوختگی بشود، تا چه حد میتواند زیر نور آفتاب بماند. برای مثال،
شما میتوانید بدون استفاده از کرم ضد آفتاب ده دقیقه زیر نور خورشید باقی
بمانید و احساس سوختگی نکنید.
هنگامی که از کرم ضد آفتاب استفاده میکنید، میتوانید زمان ۱۰ دقیقه را ضرب در میزان SPF کرم کنید و به مقدار زمان به دست آمده زیر آفتاب بمانید. اگر SPF کرم شما ۱۵ باشد، شما ۱۵۰ دقیقه یا ۲ ساعت و نیم میتوانید در آفتاب بمانید. اگر پس از مدتی مجددا از کرم استفاده کنید، میزان محافظت آن بیشتر میشود اما، در مقدار زمان ایمن آن تاثیری ندارد.
● نتایج:
۱-
ایجاد پدیده سفیدی در ضد آفتاب ها ناشی از پدیده پخش نوردر محدوده نور
مرئی(۴۰۰-۷۰۰ نانومتر) است. این پدیده در ضد آفتاب ها با اندازه ذره درشت،
بسیار شدیدتر است.به عبارت دیگر كاهش شفافیت باعث افزایش پدیده سفیدی می
شود.در شكل ۵ با ریزتر شدن ذرات شاهد عبور بیشتر نور مرئی و در نتیجه كاهش
سفیدی و افزایش شفافیت هستیم.
۲- در محدوده نور UV با توجه به كمتر بودن فاصله بین ذرات در حالت نانومتری شاهد عبور كمتر نور هنگام ریزتر شدن ذرات هستیم.
دستش گذاشت رو شکمش و بهم گفت :
یک بچه عراقی اسیر کردم......
آن کس که بداند و بداند که بداند باید برود سویی و غازی بچراند
آن کس که بداند و نداند که بداند بهتر که رود خود را در گوری بتپاند
آن کس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول کار خود به سر آرد
آن کس که نداند و نداند که نداند در مقام ریاست تا ابد الدهر بماند که بماند
پیله ابریشم
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای
بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید
که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه
کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه
اش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت
پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محاٿظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه
ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص
مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه
قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان
پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ
مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم .
شيراز
تاريخچه شهرشيراز
نام شيراز در كتيبه هاي هخامنشي تخت جمشيد خوانده شده است ، اشياء وظروف تاريخي و مسكوكاتي كه هم اكنون درموزه متروپوليتن نيويورك موجود است ازعظمت شيراز در عهد سلوكي ها , اشكانيان وساسانيان گواهي ميدهد.
طبق روايات اساطيري شيراز در زمان فرزند تهمورث دومين پادشاه پيشدادي ساخته شده است. پس از حمله اعراب صفاريان و ديلميان بر آباداني شيراز افزودند. در سال 1079 هجري قمري شيراز براثر جاري شدن سيل سهمگين ويران شد و بسياري از آثار تاريخي آن ازميان رفت. همچنين اين شهر درزمان حمله افغان ها خرابي هار بيشماري را متحمل شد .
شيراز طي چند دهه اخير توسعه وگسترش جالب توجهي يافته است وبه يكي از شهرهاي مهم وزيباي ايران تبديل شده است .محيط مساعد شيراز در ادوار گوناگون, دانشمندان , سخنوران و نويسندگاني بزرك را در دامان خود پرورانده است كه آثار جاويدان آنها ميراث علمي وادبي ايران را زنده و جاويد نگاه خواهد داشت .

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم...... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !


Barg dar entehaye zaval mioftad va mive dar entehaye kamal,bengar ke chegone miofti;chon bargi zard ya chon sibi sorkh
Baraye pesarha
از تابلو ترین دروغ های یک دختر
1-دوستت دارم
2-عاشقتم
3-اولین باره که با یه پسر دوست شدم
4-قول میدم همیشه با هم بمونیم
5-من از اخلاقت خوشم اومده
6-هر کاری که بگی برات میکنم
7-من به غیر از تو به هیچکس فکر نمی کنم
8-خوشگلترین پسری که تو عمرم دیدم تویی
9-بهترین لحظه های عمرم وقتی که با تو میرم بیرون
ناگهان چه زود دیر می شود
با سلام و درود
سید هستم با مطالبی سرشار و جالب و عناوینی مختلف و البته زمانی اندک . با سر زدن به وبلاگ با مصمای عموسعید تصمیم گرفتم چند مطلب را هم اینجا باز کنم که خوش بختانه تا الان وقتشو پیدا نکردم . از دوستان بازدید کننده میخام هر سوالی در هر زمینه ای که دارند در این پست قرار بدند امیدوارم که به جواب برسند. سعی میکنم عناوینی در ادبیات ایرانی از جمله توصیفی از شرح حال

هیچ کی نمی تونه ،بفهمه
که دلم از چی گرفته
هیچ کی نمی تونه ،بفهمه
که صدام از چی گرفته
هیچ کی نمی مونه تا با من
توی راهم همسفر شه
آخه می ترسه که با من
با دل من در به در شه
هیچ کی نمی دونه که چشمام
چرا همیشه خیس خیسه
چرا هیچ کی حتی یه نامه
واسی من دیگه نمی نویسه
هیچ کی نمی دونه که قلبم
تا حالا چند دفعه شکسته
هیچ کی نمی دونه سر راه اون
تا حالا چد دفعه نشسته
آخه تو کلبه سوت و کور و تاریک قلبم،خورشید که جا نمی شه
می دونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمی شه
نخواستم با غم بسازی
نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دل تو
دیگه با هیچ کی نگی
آخه عشق اجباری نیست
تو زندون من نمون
حالا که فکر رفتنی
دیگه از موندن نخون
تا دیدم می خوای بری
دلم راه تو رو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا بر نگرد
بدون من ،بعد من
دل تو هر جا، جا نذار
غم با من بودنُ
تو ممبد یادت نیار
اگه شونت تکیه گاه
پس چرا من تنها شدم
چرا هر لحظه ام همیشه
منم تنهام با خودم
یه تصویر از عکس چشمات
روی دیوار دلم
چقدر قصه ام خنده دار
چقدر بیکار دلم
تسلیحات نیروی هوایی ایران شامل بازه گسترده ای از تسلیحات غربی و شرقی بعلاوه تسلیحات ساخت ایران است، در این قسمت به بحث در مورد تسلیحات غربی و شرقی می پردازیم، تسلیحات غربی موجود در نیروی هوایی ایران اغلب مربوط به پیش از انقلاب هستند و تسلیحات شرقی نیز اغلب تسلیحاتی هستند که پس از جنگ خریداری شده اند.

بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید....
در حال حاضر نیروهای مسلحی در جهان حرفی برای گفتن دارند که به پیشرفته ترین موشکها مسلح باشند. لازم نیست که کارشناس نظامی و یا تسلیحاتی باشید تا بتوانید تاثیر موشکها را بر چهره میدانهای جنگ امروزی ببینید.
زمانی نبرد ناوها دارای 9-12 قبضه توپ کالیبر 400 تا 550 میلیمتری بودند و بر دریا ها سلطنت می کردند. توپهای عظیم این نبرد ناوها دارای برد بیش از 30 کیلومتر بودند. امروزه، یک فروند ناوچه کوچک با یک موشک ضدکشتی هارپون با برد 120 کیلومتر به مراتب از نظر برد، دقت و زمان واکنش موثرتر از یک فروند نبرد ناو است.می توان گفت یک ناوچه موشک انداز می تواند نبرد ناوی همچون نبرد ناوی همچون نبرد ناو میسوری را با 9 قبضه توپ 406 میلیمتری به راحتی غرق کند زیرا دارای تسلیحات دقیقتر و دوربردتری است.البته به یاد داشته باشید که دیگر در هیچ نقطه ی جهان نبرد ناوها به صورت عملیاتی خدمت نمی کنند و جملگی از سرویس خارج شده اند.
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
این ماجرا واقعی است. برای جذاب تر شدن قسمتهایی بهش اضافه شده است.
پرده اول رستوران
پسر دانشجو بعد از مدتها بالا و پایین رفتن تونست با دختر مورد علاقه اش توی رستوران قرار بذاره. در دقایق آخر ملاقاتشون پسر پیشنهادی به دختر میده.
- چطوره آخر هفته یک سر بریم تورنتو یک کم بگردیم؟
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
ساعت از نیمه گذشته است و من به این می اندیشم
اگر کاری که عشق با من کرد با تو می کرد
از دسته گلی که به آب دادی
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان 500 دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!
نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد!و هیچ وقت بی ادب نشین